الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
9
الغدير ( فارسي )
« آمدى » ( 1 ) و « ابن عمر بغدادى » ( 2 ) گفتهاند : اشعار كميت بن زيد دربارهء خاندان پيغمبر ( ص ) مشهور است و آن بهترين شعر اوست و « سندوبى » گفته است : كميت از بهترين شاعران دولت اموى است ، وى مردى دانا به لغات عرب و روزگار آنان بود ، و از بهترين و برترين شعرهاى او هاشميات است و آن قصائدى است كه در آن از خاندان پيغمبر ( ص ) به نيكى ياد كرده است ( 3 ) . « ابو الفرج » در جلد 15 صفحهء 124 « اغانى » به اسناد خود از « محمد بن على نوفلى » آورده است كه گفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت : چون كميت به شاعرى پرداخت ، نخستين شعرى كه گفت هاشميات بود و آن را پنهان مىداشت . سپس به نزد « فرزدق بن غالب » آمد و گفت : اى ابا فراس ! تو بزرگمرد مضر و شاعر آن قبيله اى ، و من برادر زادهء تو كميت بن زيد اسدىام ، فرزدق گفت : راست گفتى ، تو برادر زادهء منى . حاجتت چيست ؟ گفت : بر زبانم آمده و شعرى گفتهام كه دوست دارم بر تو عرضه كنم تا اگر خوب است مرا به نشر آن فرمان دهى و اگر بد است مرا به پنهان داشتنش و ادارى ، و تو خود از همه به نهان دارى آن بر من اولى ترى . فرزدق گفت : اما خردت ، كه خوب است اميدوارم شعرت نيز به اندازهء عقلت باشد ، بخوان آنچه را كه سروده اى . كميت خواند : « شادمانم اما اين شادى از شوق سپيدتنان نيست . » فرزدق گفت : اى برادر زاده ، پس به چه سرخوشى ؟ كميت گفت : ببازى نيز شائق نيستم ، مگر پيرمرد سپيد مو هم ببازى مىنشيند ؟ فرزدق گفت : آرى بازى كن كه اكنون وقت بازى تو است .
--> ( 1 ) - « الموتلف و المختلف » صفحهء . 17 . ( 2 ) - صفحهء 69 « خزانة الادب » . ( 3 ) - در جلد 1 صفحهء 54 تعليقه اش بر « البيان و التبيين » جاحظ ( مؤلف ) .